خرید بک لینک

به مناسبت بیست ونهمین سالگرد شهادت

شهید علی اکبر شیرودی


در بهار ۱۳۵۸خبری می رسد کهعده ای ضد انقلاب در ارتفاعات گهواره در غرب تجمع کرده اند و قصد حمله به اسلامآباد رادارند. تیم آتشی مرکب از سه فروند هلیکوپتر کبری و یک فروند هلیکوپتر نجاتبه سمت منطقه مورد نظر حرکت می کنند. رهبری تیم آتش را شهید کشوری بر عهده داشت.

در حین عملیات ناگهان صدای شیرودی می آید که آخ سوختم ،  همه هراسان  از اینکه شیرودی را زدند می خواستند منطقه راترککنند که صدای خنده شیرودی همه را میخکوب می کند. او در جواب سوالات خلبانان میگوید» هیچی نشده، ناراحت نباشید, یه گلوله خورد بالای سرم و افتاد توی لباسام خیلی داغه نمی تونم راحت بشینم . عملیات با انهدام انبار مهمات و کشتن اشرار بهپایان رسید.

در بازگشت شهید احمد کشوری به شهید علی اکبر شیرودی می گوید: راستی حالت چطوره ؟اون گلوله چی شد؟ 

شیرودی می گوید:فکر کنم دیگه غیب شده باشه.



کشوری می گوید:پیدایش کن، یادگاری خوبیه!

شیرودی با خنده می گوید: اگه می خواستم گلوله هاییرا که به طرفم شلیک شده برای یادگاری جمع کنم ، تا الان حداقل یه وانت گلوله بایدداشته باشم.




یادش گرامی و راهش پر رهرو باد .



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

صفحه بندی