خرید بک لینک


ربط غنیسازی و ظهور از نظر آیتالله خوشوقت
------------------------------------------------------------------------------------------
همسر شهید احمدی روشن :

نظر آیتالله خوشوقت درباره ارتباط ظهور امام   عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) با فعالیتهای هستهای   کشورمان، باعث شده بود که از کار همسرم گلایه   نکنم.
------------------------------------------------------------------------------------------
به گزارش جهان، "فاطمه کاشانی" همسر شهید مصطفی احمدیروشن که از شاگردان مرحوم آیتالله عزیزالله خوشوقت بوده است در گفتوگویی با بیان خاطراتی از آن شهید گفت: «فشار کاری برای ایشان خیلی سخت بود؛ آقا مصطفی را که میدیدی، همیشه چشمانش خسته بود و قرمز، ولی هیچ وقت عصبانی و اخمو نبود و با آن خستگی وقتی 12 شب میرسید خانه، میخندید. مشکلات را که اصلاً وارد منزل نمیکردند، حتی موفقیتهایشان را هم خیلی سخت بروز میدادند.»

وی افزود: «آقا مصطفی این خستگیها را برای هدفی بالاتر تحمل کردند؛ مسیر تهران ـ نطنز را اگر انسان هفتهای یک بار تردد کند، خیلی خستهکننده خواهد بود. آقا مصطفی هفتهای دو یا سه بار این مسیر را میرفت و برمیگشت. تمام اینها سختی دارد. روزهگرفتن در سایت نطنز هم خیلی سخت بود؛ هوا آنقدر گرم میشد که لبها ترک برمیداشت و خون میآمد و اگر در زمین سایت میایستادی، به قول مصطفی کله آدم زیر آفتاب جوش میآورد. همه اینها نشاندهنده سختیهای ایشان بود ولی هیچ وقت از سختیها نمیگفتند و این چیزها را که میگویم، خیلی کوتاه اشاره میکردند.»

همسر شهید احمدیروشن ادامه داد: «این وضعیت برای خانواده هم سخت بود. من گلایه میکردم ولی مصطفی با وجهه خندانش سختترین مشکلات را آسان میکرد و من تحمل میکردم، اما هیچ وقت مانع ایشان برای انجام وظیفهشان نشدم. میدانستم که کارهای سایت هیچ وقت تمامی ندارد. این چند سال آخر نمودار کاری ایشان صعودی بود. برخی مواقع آقا مصطفی را سه هفته میشد که پیدا نمیکردیم؛ شاید یک روز جمعه و کوتاه میتوانستیم ببینیمش. وقتی شکایت و گلایه میکردم، میگفت این کار را انجام بدهم، بیرون میآیم. دروغ هم نمیگفتند، آن کار را انجام میدادند، کاری دیگری بهشان پیشنهاد میشد و این سیستم ادامه داشت ولی وقتی دل نگرانی آقا را برای سایت میگفتند، برای بنده هم این دلنگرانی آقا مهم بود.»

وی در توضیح علت عدم گلایهاش از فشار کار همسر شهیدش گفت: «وقتی میگفتند کارهایی که کردم را باید به سرانجام برسانم، قانع میشدم؛
 
یک بار پیش آیتالله خوشوقت رفته بودند و از آیتالله خوشوقت پرسیده بودند که "ظهور چقدر نزدیک است؟" آقای خوشوقت فرموده بودند "این بستگی به این دارد که شما در نطنز چه کار میکنید".»

خانم کاشانی گفت: « یک بار که خیلی گلایه کردم، مصطفی فرمایشهای آقای خوشوقت را گفت، من دیگر گلایه هم نکردم چون احساس میکردم اگر بخواهم جلویش را بگیرم گویی که جلوی امام زمان(ع) ایستادم. نمیگویم این حرف قطعی است اما به نظرم مملکت باید اصلاح بشود تا مصلح بیاید.»

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است ، ساحل بهانه است

رفتن رسیدن است تا شعله در سریم 

پروانه اخگریم ، شمعیم و اشک ما ، در خون چکیدن است .

ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم ، پرواز بال ما ، در خون تپیدن است

پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال

اعجاز ذوق ما در پر کشیدن است

ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش ، آیین آیینه ، خود را ندیدن است

گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی

پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است

بی درد و بی غم است 

چیدن رسیده را ، خامیم و درد ما ، از کال چیدن است


 

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

بسم رب الشهدا و الصدیقین
شهید حسن تهرانی مقدم از آرمان امام به عنوان هدف نهایی خود یاد کرده بود.
 
شهید تهرانی مقدم در وصیتنامه خود نوشته بود:



خوشحالی روزنامه اسراییلی از شهادت شهید حسن تهرانی مقدم
 


روی قبرم بنویسید اینجا مدفن کسی است که

 می خواست اسرائیل را نابود کند.font>

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

در دل مادری دل شکسته از روزگار فراموشی

اینمادر شهید مدتهاست بر سر مزار فرزند شهیدش نرفته است .

خبرگزاری فارس: مادر شهیددیوارهای پکیده را نشانمان میدهد و میگوید «به آقایان بگو اگر خانه خودتان هماین طوری بود، تحمل میکردید؟»؛ بعد متوجه شدیم کسی هم نیست حتی پنجشنبهها اینمادر عزیز را به بهشت زهرا (س) ببرد.

البته مادر جان

در چنین روزگاری که ما نیاز به شهدا داریم ، آقایون تو مجلس به فکر حقوق مادام العمر سیاسیونند .
البته خوب این بنده خدا ها " عند ربهم الیرزقون " نیستن و خوب ...



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

شهید عباس بابایی

سلام خدا بر شهیدان راه حق


عباس همیشه علاقه داشت تا گمنام باقی بماند. او از تشویق، شهرت و مقام سخت گریان بود. شاید اگر کسی با او برخورد می کرد، خیلی زود به این ویژگی اش پی می برد.

زمانی که عباس فرمانده پایگاه اصفهان بود یک روز نامه ای از ستاد فرماندهی تهران رسید. در نامه از خواسته بودند تا اسامی چند نفر از خلبانان نمونه را جهت تشویق و اعطای اتومبیل به تهران بفرستیم. در پایان نامه نیز قید شده بود که « این هدیه از جانب حضرت امام است.» عباس نامه را که دید سکوت کرد و هیچ نگفت. ما هم اسامی را تهیه کردیم و چون با روحیه او آشنا بودم. با تردید نام او را جزء اسامی در لیست داشتم و می دانستم که او اعتراض خواهد کرد. از آنجا که عباس پیوسته از جایی به جای دیگر میگرفت و یا مشغول انجام پرواز بود. یک هفته طول کشید تا توانستم فهرست اسامی را جهت امضاء به او عرضه کنم. ایشان با نگاه به لیست و دیدن نام خود قبل از اینکه صحبت من تمام شود، روی به من کرد و با ناراحتی گفت:
ـ برادر عزیز! این حق دیگران است؛ نه من.
گفتم:
ـ مگر شما بالاترین ساعت پروازی را ندارید؟ مگر شما شبانه روز به پرسنل این پایگاه خدمت نمیکنید؟ مگر شما… ؟
ولی می دانستم هر چه بگویم فایده ای نخواهد داشت. سکوت کردم و بی آنکه چیزی بگویم، لیست اسامی را پیش رویش گذاشتم. روی اسم خود خط کشید و نام یکی دیگر از خلبانان را نوشت و لیست را امضا کرد.

در حالی که اتاق را ترک می کردم. با خود گفتم که ای کاش همه مثل او فکر می کردیم .


                                                                        خاطره علی اصغر جهانبخش  از
                                                                          شهید عباس بابایی

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و سلم.

انالله و انا الیه راجعون



هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله. اللهم زدنا ایماناً و ارحمنا. اشهد ان لااله الا الله وحده لا شریک له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق و ان الصدیقة الطاهرة فاطمة الزهرا، سیدة نساء العالمین و أن علیاً أمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و الحسن بن علی و الحجة القائم المنتظر صلواة الله و سلامه علیهم ائمتی و سادتی و موالی بهم اتولی و من اعدائهم اتبرء و أن الموت و النشور حق و الساعة آتیة لا ریب فیها و أن الجنة و النار حق.

اللهم أدخلنا جنتک برحمتک و جنّبنا و احفظنا من عذابک بلطفک و احسانک یا لطیفاً بعباده یا أرحم الراحمین.

خداوندا! این تو هستی که قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولایت قرار دادی؛

خدایا! تو خود می دانی که همواره آماده بوده ام آن چه را که تو خود به من دادی در راه عشقی که به راهت دارم نثار کنم. اگر جز این نبودم آن هم خواست تو بود.

پروردگارا رفتن در دست توست، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت ولی می دانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده دینت بجنگم تا به فیض شهادت برسم.

خداوندا ولی امرت حضرت آیت الله خامنه ای را تا ظهور حضرت مهدی(عج)، زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین – من الله التوفیق


                                                                                      علی صیاد شیرازی،
19 دی ماه 1371 – 15 رجب 1413

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

تو گردان کم کم پچپچ شد .

نماز نمی خونه !

گفتند : تو که رفیق اونی بهش تذکر بده !

باور نکردم و گفتم : لابد می خواد ریا نشه پنهونی می خونه .

وقتی دو نفری توی سنگر کمین پنج مجنون بیست و چهار ساعت نگهبان شدیم با چشم خود دیدم که نماز نمی خونه ! توی سنگر کمین در کمینش بودم تا سر حرف را با او باز کنم .

تو که برای خدا می جنگی حیفه نیس نماز نخونی ...

لبخند زد :یادم می دی نماز خوندن رو !

یلد نیستی !؟

تا حالا نخوندم !

همان وقت داخل سنگر کمین زیر آتش خمپاره ۶۰ عراقی ها تا جایی که خستگی اجازه می داد نماز خواندن را یادش دادم .

توی تاریک روشنای صبح اولین نماز را که خواند . دو نفر نگهبان بعد با قایق کانو آم

دند و جای ما را گرفتند .

با او سوار قایق شدم تا برگردیم اما خمپاره ۶۰ امان نداد و توی آب هور فرود آمد و پارو از دستش افتاد .

آرام که کف قایق خواباندمش لبخند کم رنگی زد ؛ با انگشت روی سینه صلیبی کشید و چشمش با افق یکی شد .


برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

بسم رب الشهدا و الصدیقین 


به لطف شهرداری مجازی تهران ، گردش مجازی در موزه خانه تهران شهید دکتر چمران برای

علاقه مندان طراحی و راه اندازی شد .

امیدوارم از گردش در آن لذت ببرید .


حمید جان امید وارم لذت ببری .


برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

پس از ۲۲ سال سکوت

امروز

۲۴ اردیبهشت

۸۹

راز گمشده مجنون به همراه پیکر ۸۸ پرستوی گمشده دیگر

که همگی تنها یک پیام دارند

بر روی دوش هزاران هزار صندوقچه عاشق رهسپار منزلگاه می شوند .

و اما

چرا پس از ۲۲ سال


پس از ۲۲ سال آمده اند تا بگویند


ما نگذاشتیم کسی صدای ولی فقیه ما بشنود و لرزه بر اندامش نیافتد . ای خانه نشینان و خفتگان شهر عادت و فراموشی اگر همچون مردگان شهر ارواح خاک مرده بر سر شما ریخته بیدار شوید 


بیدار شوید چون


ما زنده ایم و عند ربهم یرزقونیم .






برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

به مناسبت بیست ونهمین سالگرد شهادت

شهید علی اکبر شیرودی


در بهار ۱۳۵۸خبری می رسد کهعده ای ضد انقلاب در ارتفاعات گهواره در غرب تجمع کرده اند و قصد حمله به اسلامآباد رادارند. تیم آتشی مرکب از سه فروند هلیکوپتر کبری و یک فروند هلیکوپتر نجاتبه سمت منطقه مورد نظر حرکت می کنند. رهبری تیم آتش را شهید کشوری بر عهده داشت.

در حین عملیات ناگهان صدای شیرودی می آید که آخ سوختم ،  همه هراسان  از اینکه شیرودی را زدند می خواستند منطقه راترککنند که صدای خنده شیرودی همه را میخکوب می کند. او در جواب سوالات خلبانان میگوید» هیچی نشده، ناراحت نباشید, یه گلوله خورد بالای سرم و افتاد توی لباسام خیلی داغه نمی تونم راحت بشینم . عملیات با انهدام انبار مهمات و کشتن اشرار بهپایان رسید.

در بازگشت شهید احمد کشوری به شهید علی اکبر شیرودی می گوید: راستی حالت چطوره ؟اون گلوله چی شد؟ 

شیرودی می گوید:فکر کنم دیگه غیب شده باشه.



کشوری می گوید:پیدایش کن، یادگاری خوبیه!

شیرودی با خنده می گوید: اگه می خواستم گلوله هاییرا که به طرفم شلیک شده برای یادگاری جمع کنم ، تا الان حداقل یه وانت گلوله بایدداشته باشم.




یادش گرامی و راهش پر رهرو باد .



[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:23

با سلام خدمت شما سروران عزیز

گروه هنری افغان هنر برای ساخت فیلم دزد و چوپان به یک تهیه کننده نیاز دارد

با تشکر افغان هنر

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:21


فصل سرما در راه است و با خودش میوههای جدیدی می آورد؛ از خرمالو و انواع مرکبات گرفته تا انار. انار، میوه خوشخوراکی است که خیلی از خانوادهها آن را به اصطلاح دون میکنند و به همراه نمک و گلپر میخورند. انار خوردن در شب یلدا هم سالهای سال است که به یکی از آداب این شب طولانی سال تبدیل شده. احتمالا از هر کسی درباره خواص انار بپرسید، در پاسخ میگوید که انار خون را تصفیه میکندولی متخصصان تغذیه، فواید دیگری را هم برای انار ذکر میکنند.

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:17


بسمه تعالی

جناب آقای دکتر حسن روحانی
رئیس جمهور اسلامی ایران دامه عظمه

احتراما به استحضار می رساند که امنای دولت علیه برای پناه جویان افغانی تا 15 شهریور ماه جاری ضرب الاجل تعیین کرده که می بایستی کشور را ترک نمایند. این البته نه نخستین باری است که ما اقدام به اخراج دسته جمعه افغان ها می نمائیم و نه یقینا آخرین بار خواهد بود. واقعیت تلخ آنست که پناه جویان افغانی ساکن ایران از هیچ حق و حقوق اسلامی، انسانی، اخلاقی و بین المللی برخوردار نیستند.

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:17

فرارسیدن ماه محرم الحرام ماه بیروزی خون بر شمشیر بر تمام مسلمانان جهان و بخصوص بر شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت باد.

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:17

ایران با داشتن حدود نهصد کیلومتر مرز مشترک با افغانستان با توجه به اینکه اشتراکات عمیق تاریخی فرهنگی و همین طور هم زبانی و دینی بین دو کشور وجود دارد یکی از اثر گزارترین کشورهای منطقه در مسائل افغانستان بوده که هم نفع های از اوضاع نابسامان افغانستان بدست آورده و هم ضررهای زیادی را متحمل شده است. ضررهای که دولت ایران در طول سالهای جنگ در افغانستان دیده است در بسیاری از موارد بوده، از جمله در مسائل امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی. که یکی از آنها هجوم آوردن صدها هزار پناهجوی افغانستانی به داخل خاک ایران که بار سنگینی را بردوش اقتصاد ایران تحمیل نموده است. ولی وجود همین پناهجویان افغان علاوه برمشکلات که برای دولت ایران و مردم آن داشته نفع های هم داشته که دولت ایران چیزی از آن نمی گوید و همیشه به مهاجرین افغانی به عنوان مجرم و قانون شکن نگاه میکنند و حتی در بسیاری ازموارد حقوق انسانی آنها را در نظر نمی گیرند و ناشایسته ترین برخوردها را با آنها میکنند بدون توجه به علت فرار آنها از افغانستان و دلیل اینکه در اینجاه پناه آورده اند چیست؟ حقوق انسانی آنها را نادیده میگیرند.
خبر کامل را در ادامه مطلب بخوانید

برچسب: نویسنده: حسن تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 23:17

صفحه بندی